
خبرگزاری آریا - از زمان به قدرت رسیدن ابومحمد جولانی، رئیس جمهور موقت سوریه (رهبر سابق هیئت تحریر الشام شاخه گروه تروریستی القاعده)، هر از گاهی اخباری در رسانهها مبنی بر قصد حکومت جدید سوریه برای حمله نظامی به لبنان یا مشارکت در حمله احتمالی «اسرائیل» منتشر می شود.
به گزارش العالم، نشریه الکترونیکی الاخبار با انتشار مطلبی تحلیلی به قلم فراس الشوفی، نوشت: از زمان به قدرت رسیدن «جولانی» رئیس جمهور موقت سوریه، به صورت دورهای در رسانهها اخباری مبنی بر قصد حکومت جدید سوریه برای حمله نظامی به لبنان یا مشارکت در حمله احتمالی «اسرائیل»، منتشر شده است. این گزارشها اخیراً به کمپینهای رسانهای گستردهای تبدیل شدهاند و از کاهش کنترل شبه نظامیان کُرد موسوم به «نیروهای دموکراتیک سوریه» بر استان حسکه و شهر کوبانی در حلب و همچنین کنترل حکومت بر غرب حلب، رقه و دیرالزور برگرفته شدهاند.
کنترل سریع مناطق تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه توسط حکومت جولانی، برخی را به این نتیجه رسانده است که این نیروها از توانایی نظامی لازم برای انجام عملیاتهای گسترده از این نوع برخوردارند و حمایت دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، از دولت او، در بحبوحه تهدید ایران به جنگ، ممکن است پوشش بینالمللی برای حمله به لبنان و هدف قرار دادن حزبالله از ناحیه مرزهای شرقی، باشد.
این سوءظنها با اظهارات متناقض «تام باراک» فرستاده آمریکا که گفته است اسرائیل مرزهای سایکس-پیکو را «بیمعنی» میداند و ظرفیت تصرف لبنان و سوریه را دارد، و اشاره او در مورد ترسیم مجدد نقشهها، کنار گذاشتن نقش غرب در مدیریت امور منطقه و واگذاری این وظیفه به قدرتهای منطقهای و همچنین تمایل جولانی به انجام هرگونه مأموریتی برای خشنود کردن «اسرائیل» مانند جلوگیری از تجدید تسلیحاتی حزبالله، اخراج فلسطینیها و مبارزه با نفوذ ایران، تقویت میشود؛ به خصوص که جولانی پیش از این اعلام کرده بود که دشمنان مشترکی با اسرائیل وجود دارد، یعنی ایران و متحدانش.
علاوه بر این، دیدگاه منفی جولانی نسبت به لبنان و درخواستهای آن برای اصلاح توافقنامههای قبلی غیرقابل انکار است.
اما نکته اینجاست که این روایتها، واقعیتهای ملموس میدانی در سوریه را نادیده میگیرند. حکومت موقت سوریه فاقد ظرفیت انجام یک عملیات نظامی گسترده است. بررسی وقایع در منطقه ساحلی در مارس 2025، در سویدا در ژوئیه 2025 و در حلب و منطقه جزیره سوریه در ژانویه 2026 نشان میدهد که خود حکومت سوریه با تشکیلات و سلاحهای سنگینش اقدامی نکرده، بلکه قبایل و بهویژه «نیروهای سنی» که خود را سپر حکومت جدید میدانند، این کار را انجام دادهاند.
در مقایسه با نیروهای مسلح مختلف حکومت سابق سوریه، نیروهای فعلی جولانی بیش از یک پنجم نیروهای مسلح سابق - معادل تقریباً صد هزار نفر- نیستند. آنها در بیشتر خاک سوریه، به استثنای بخشهایی از سویدا و حسکه، پراکنده شدهاند. اکثر این نیروها (به جز اعضای سابق هیئت تحریر الشام)، نیروهای تازه استخدام شدهای هستند که دورههای آموزشی کوتاه و سریعی را گذراندهاند و قابیلت انجام عملیات نظامی گسترده ندارند.
علاوه بر این، کمبود شدید سلاح و مهمات، به ویژه توپخانه، تانک و نیروی هوایی در سوریه وجود دارد. حمایت ترکیه محدود به نفربرهای سبک زرهی بوده است و روسیه هنوز مهمات یا قطعات یدکی برای نگهداری تسلیحات باقیمانده از ارتش سابق سوریه، ارائه نکرده است.
وقتی درباره قبایل و شرق سوریه صحبت به میان میآید، این پرسش مطرح میشود که آیا قبایل آمادهاند بار دیگر پسران خود را در خدمت دستور کار جولانی قربانی کنند، به ویژه پس از ناامیدی شدید قبایل شرق سوریه پس از تخریب «پالایشگاههای نفت» توسط نیروهای جولانی که نیروهای دموکراتیک سوریه، داعش و ایالات متحده بیش از یک دهه از تخریب آن چشمپوشی کرده بودند.
این اقدام جولانی به محرومیت هزاران خانواده از منابع درآمدشان از آن پالایشگاهها، دو برابر شدن قیمت نفت در مناطق محروم و فاقد خدمات، عدم تأمین آب و برق و صنایع به شدت وابسته به مشتقات نفتی و در نتیجه تبدیل هزاران هکتار زمین کشاورزی به زمینهای بایر و بیحاصل، منجر شد.
از سوی دیگر، کسانی که با فضای بینالمللی آشنا هستند میگویند هیچ پوشش سیاسی آمریکایی، اروپایی یا عربی برای هرگونه اقدام نظامی علیه لبنان وجود ندارد، حتی اگر بهانه آن فشار بر حزبالله باشد.
در همین زمینه، قتلعامها در منطقه ساحلی و سویدا و حملات اخیر به نیروهای دموکراتیک سوریه، به موضوع اصلی بحث در پارلمانهای اروپایی و کنگره آمریکا تبدیل شده و درخواستهایی برای تحریم دمشق مطرح شده است. این موضوع اکنون دیپلماسی غرب را تحت فشار قرار میدهد تا پس از یک دوره تنفس که بیش از یک سال طول کشید و هرج و مرج و هزاران قربانی بر جای گذاشت، موضع خود را در قبال حکومت موقت سوریه مورد ارزیابی مجدد قرار دهد.
اگرچه ترامپ همچنان از جولانی حمایت میکند و حتی اخیراً اظهار داشته که عملاً او را منصوب کرده است، اما موضع او ناشی از تمایل به ساکت کردن انتقادات تا زمان خروج کامل نیروهای آمریکایی از سوریه است که به او اجازه میدهد موفقیت دیگری را در دستیابی به صلح و پایان دادن به جنگ دیگری اعلام کند.
در این زمینه، رسانههای آمریکایی گزارش میدهند که خروج کامل نیروهای آمریکایی دو ماه طول خواهد کشید. آیا ترامپ پس از آن همچنان به دفاع از جولانی در برابر انتقادات، نیاز خواهد داشت؟
فراتر از محاسبات پیچیده غرب، واضح است که مواضع اعراب، علیرغم برخی تحریکات در رسانههای سعودی و قطری، خواستار جلوگیری از هرگونه تنش بین سوریه و لبنان است. مواضع عربستان و مصر در اینجا بسیار قابل توجه است. شاهزاده «خالد بن سلمان» وزیر دفاع عربستان، در ماه مه سال گذشته به سرعت برای فرونشاندن تنشهای مرزی بین جناحهای وزارت دفاع سوریه و ارتش لبنان اقدام کرد. همچنین ارتش مصر حمایت قوی خود را از ارتش لبنان اعلام کرده است که اخیراً با توافق برای برگزاری جلسه مقدماتی کنفرانس حمایت از ارتش در قاهره نشان داده شده است.
استقرار نیروهای نظامی در امتداد مرز شرقی لبنان یکی از مهمترین شاخصهای اهمیت این جبهه برای ارتش و حامیان آن، به ویژه انگلستان و آمریکا، از نظر قدرت نظامی مورد نیاز برای دفاع از جناح شرقی است. برجهای دیدهبانی مرزی و هنگهای زمینی در ابتدا تحت شرایط ریسک نظامی بالا، به ویژه پس از حمله جبهه النصره و سایر گروهها به منطقه عرسال، تشکیل شدند. این پروژه با هدف گسترش کنترل کل مرز با برجهای دیدهبانی، تا دامنههای کوه «جبل الشیخ»، با پشتیبانی حضور نظامی قابل توجه از نظر پرسنل و توپخانه و حمایت مداوم آمریکا و انگلیس از هنگهای مرز زمینی، ادامه دارد.
بنابراین، هرگونه اقدام نظامی توسط نیروهای تحت حمایت جولانی، با یک نیروی رزمی منظم که از این مکانها دفاع میکند و در برابر حملات گروههایی مشابه نیروهای فعلی حکومت سوریه، در تضاد خواهد بود.
با این حال، با توجه به اینکه حکومت جدید سوریه علاوه بر تهدید مداوم و فزاینده اسرائیل، با چالشهای قابل توجهی روبرو است، دلایل دیگری نیز برای کمبودن احتمال حمله به لبنان وجود دارد. مهمترین این دلایل، خطر داعش است که دوباره ظهور کرده و در جامعه و قلمرو سوریه، در شهرها، مناطق روستایی و حتی در درون نیروهای دولتی نفوذ کرده است.
به همین ترتیب، جولانی با وجود وعدههای خوشبینانه، با وضعیت اقتصادی خفقانآوری روبرو است و تصمیمات خودسرانه و دمدمی مزاج مقامات در بخشهای مختلف و فقدان هرگونه چشماندازی برای بهبود اقتصادی، اوضاع را بدتر میکند و این به معنای احتمال جنبشهای مردمی گسترده علیه مقامات فعلی است.
تهدیدات ناشی از اوضاع سوریه در صحنه لبنان متعدد و متنوع است که اولین آنها خطر گسترش تروریسم است. با این حال، آنچه در حال حاضر بیشترین آسیب را به لبنان وارد میکند، بیتوجهی به این خطرات و ایجاد زمینه مداخله از سوی حکومت سوریه در لبنان، تنها به منظور استفاده از آن در محاسبات محدود لبنان است.